| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
تو به من خندیدی
و نگفتی که دلم می شکند بعد بی مهری تو تو به من خندیدی و ندیدی که مرا بعد تو خنده بر روی لبها چون نسیم می خشکد تو به بی مهری به من خندیدی و ندیدی اشکم پشت یک پرده راز چه غریبانه به خود می بارد تو به من خندیدی من به این بخت سیاه و چه تلخ و غمبار خنده ام بر عشقم خنده ام بر مرگم که کنون در گوری ،گوری از عاطفه ها خالی و سرد و سیاه انتظارش به قیامت مانده |+| نوشته شده توسط مرتضی در یکشنبه 25 تیر1385 و ساعت 19:45 |
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
86/02/01 - 86/02/3185/05/01 - 85/05/31 85/04/01 - 85/04/31 پيوندها
راه رهایی تا وصالقالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |